تبلیغات
شار ایران فردا - توسعه خلاق بافتهای فرسوده


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

توسعه خلاق بافتهای فرسوده

نوشته شده توسط:محسن رفیعیان
دوشنبه 9 خرداد 1390-10:22 ق.ظ

شناسایی پهنه های زمینه ساز توسعه خلاق بافت های فرسوده

با رویکرد گردشگری در برنامه ریزی شهری

«نمونه موردی محله امامزاده یحیی، ناحیه 2، منطقه 12 شهرداری تهران»

 

محسن رفیعیان/ کارشناس ارشد برنامه‌ریزی شهری(mrafian@gmail.com)

محمدرضا بمانیان/ دکتری معماری / عضو هیئت علمی دانشکده معماری دانشگاه تربیت مدرس(bemanian@modares.ac.ir)

مجتبی رفیعیان/ دکتری شهرسازی / عضو هیئت علمی دانشکده شهرسازی دانشگاه تریبت مدرس(mrafiyan@gmail.com)

 

چکیده

ظهور نظریات توسعه درون­زا از اوایل قرن بیستم تاکنون نیاز به مرمت بافت­های فرسوده درونی شهرها را الزامی می­کند. بافت­های واجد ارزش، با وجود ارزش­های محتوایی(تاریخی/فرهنگی واجتماعی) از نظر ریخت شناسی بافت و الگوی نوسازی دچار آشفتگی­های بصری و عملکردی هستند. برای حل مساله این بافت­ها تاکنون رویکردهای متفاوتی تحت عنوان موزه­ای، توانمند­سازی و ارگانسیتی اتخاذ گردیده­است، رویکرد ارگانیستی که با جامع­نگری سعی در تکیه بر میراث موجود در بافت­های فرسوده واجد ارزش و تلفیق اقتصاد و فرهنگ و احیای پایدار بافت­های تاریخی از طریق تعیین نقش آن­ها در سازمان فضایی شهر دارد، با تئوری­های جدید ساماندهی شهری از جمله توسعه خلاق همخوان است. یکی از روش­های پیاده­سازی توسعه خلاق برنامه­ریزی گردشگری بافت­های فرسوده می­باشد.

این مقاله با بررسی نظریات نوین توسعه بویژه توسعه خلاق با رویکرد گردشگری و تدوین مدل (SZCD[1])، که مدلی برای شناسایی پهنه­های زمینه­ساز توسعه خلاق بافت فرسوده با رویکرد گردشگری در برنامه­ریزی شهری با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی(AHP[2]) است. عوامل، معیارها و شاخص­های مدل در محدوده امامزاده یحیی را استخراج کرده و نتیجه را در قالب پهنه زمینه­ساز توسعه پیشنهاد کرده­است.

 

کلید واژه­ها: توسعه خلاق، پهنه های زمینه­ساز، گردشگری، مدل شناسایی پهنه­های زمینه­ساز توسعه خلاق(SZCDM[3])، تحلیل سلسله مراتبی(AHP)، تهران؛

  

1-  مقدمه:

با ظهور ناکارآمدی اصل توسعه برون­زا در نیمه دوم قرن بیستم و قطع فرآیند تاریخی شهر، محدوده­های مرکزی ابعاد مفهومی و هویتی خود را از دست دادند و رشد از برون شهر قدیم را از نو ساختن خویش باز داشته، به معاصر نشدن و جریان نیافتن زمان در کالبد آن کمک کرده­است. بافت­های فرسوده در شهرها روز به روز در حال گسترش و به موازات آن نگرش­های مختلف با بازگشت به اصل توسعه درون­زا در پی حیات بخشی مجدد به فضاهای شهری از دست رفته هستند. این اصل راه نو شدن را در معماری گرانقیمت و کج سلیقه، جاده­های سریع بی­برنامه و شهرسازی گسترده و شتاب­زده در محدوده­ای وسیع جستجو نمی­کند بلکه در پی احیای مناطق تاریخی و رجوع به شهرسازی بومی، استفاده از کاربری­های مختلط، اولویت­دادن به حمل و نقل عمومی و تردد پیاده، فراهم آوردن شرایط زیست محیطی سالم، ایجاد رونق اقتصادی پایدار، اشتغال بومی، جذب مشارکت محلی و توجه به میراث فرهنگی می­باشد. این مقاله با تبیین نگرش­های گوناگون مرمت و بررسی نمونه­های موردیی در این زمینه، مدلی برای شناسایی پهنه­های دارای پتانسیل توسعه خلاق پیشنهاد کند.

 

2- نگرش­های مرمت بافت­ فرسوده

پیشرفت­های علمی جدید، نیاز روز افزون به توسعه و تحولات شهری در پی افزایش جمعیت، ایجاد محیط زندگی متناسب با این تحولات را بیش از پیش می­کند. برای پاسخگویی به این نیازها در سال­های اخیر توجه به بافت­های فرسوده درونی شهرها افزایش یافته و رویکردهای گوناگونی اتخاذ شده­است که سه نگرش موزه­ای، سلولی و ارگانیک از آن جمله­اند، مقایسه این سه نگرش در جدول 1-1 آمده­است.

نگرش موزه­ای: این نگرش بر شالوده حفاظت از میراث فرهنگی استوار است و مداخله در بافت­های تاریخی را جز در جهت حفاظت آن­ها نمی­پذیرد. در این روش حفظ شهرها به شکل تاریخی و بدون مداخله بر مقتضیات زندگی امروز ترجیح داده می­شود. در نتیجه ساکنان این بافت­ها به دلیل کاستی و نارسایی زیر ساخت­های شهری که ریشه در چنین بینشی دارد، ناگزیر به ترک بافت می شوند. فرآیند نگرش موزه­ای، شهر را به موزه­ای تغییر ناپذیر مبدل می­کند(حبیبی، 1386، 74).

نگرش سلولی: در نگرش سلولی(توانمند سازی) فضاهای شهری اغلب به مثابه میراثی از شهر تلقی می­شوند که باید برای تقویت وضعیت اجتماعی و اقتصادی فعال شوند و محصول آن دگرگونی منظم و بی وقفه فضاهای فرسوده و آسیب دیده تاریخی شهرها بدون در نظر گرفتن جمیع جهات می­باشد(خانی، 1383، 45).

نگرش ارگانیستی: نگرش ارگانیستی(نگرش عقلانی) که در حقیقت جمع­بندی دو نگرش قبلی است، بر مفاهیم جدیدی چون کلیت، نظام سلسله مراتب و پویایی پدیده­ها تاکید فراوان دارد. در این نگرش احیای پایدار بافت­های تاریخی از طریق تعیین نقش آن­ها در سازمان فضایی شهر، جایگاه معنا دار و قابل دفاعی پیدا می­کند. تبیین نقش بافت­های تاریخی در سازمان فضایی یک شهر این بافت­ها را از حالت یک سیستم بسته خارج می­کند، در این زمینه اتصال بین دو بخش بافت به آرامی، با ظرافت و تدریجی انجام می­شود تا شهر دچار مشکل­های عملکردی و شکنندگی در تصویر ذهنی نشود(عباس­زادگان و رضازاده،1380، 17)، (مهدیزاده، 1380، 34).

جدول1-1مقایسه سه نگرش کلی مرمت در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و کالبدی

نوع نگرش

ابعاد و  نمونه ها

راهکارها/ پیامدها اقتصادی

راهکارها/ پیامدها

اجتماعی

راهکارها/ پیامدها

 کالبدی

مزایا/معایب

موزه­ای

در این زمینه توضیحی ندارد و بازار تعیین کننده­است.

ترک بافت توسط ساکنین و گسست اجتماعی پیامد حفاظت به شکل تاریخی و مداخله بر مبنای عدم توجه به مقتضیات زندگی امروز است.

شهر را به موزه­ای تغییر ناپذیر مبدل می­کند. مختل شدن کارکردهای شهری و تهدید حیات شهری است.

گسست محدوده از سیستم پویای شهر در تمامی زمینه­ها

سلولی

در این دوره مرمت شهری با هدف توانمد سازی صورت می­گیرد.

نوسازی ساختار اقتصادی اهمیت اصلی را دارد.

این طرح­های ماهیتاً دارای محاسباتی مستقل از تعلق خاطرهای مردم و ارزش­های مردم شناختی- فرهنگی دارند، ایده ای مقید به استمرار ارزش­های فرهنگی در این نگرش به چشم نمی خورد و مشارکت اجتماعی پایین است.

در این نگرش فضاهای شهری اغلب به مثابه میراثی از شهر تلقی می شوند که باید برای تقویت وضعیت اجتماعی و اقتصادی فعال شوند و محصول آن دگرگونی منظم و بی وقفه فضاهای فرسوده و آسیب دیده تاریخی شهرها بدون در نظر گرفتن جمیع جهات می­باشد.

 

نگرش تک بعدی و یکسویه به حل مساله بافت­های فرسوده،

ارگانیک

ایده تلفیق فرهنگ و اقتصاد و احیای پایدار بافت­های تاریخی از طریق تعیین نقش آن­ها در سازمان فضایی شهر مطرح می­شود.

مرمت باید از طریق برگزیدن درست کانون­های مداخله صورت پذیرد تا این کانون­ها در پیرامون خود منجر به توسعه شهر شوند.

ارزش­های تاریخی و معماری باید بعنوان بخشی از ارزش­های کلی حیات شهری در تعامل زنده با شهر و شهروندان در نظر گرفته شود و حفاظت فیزیکی با حفاظت اجتماعی و علاقه عمومی همراه شود.

حفظ ارزش­های تاریخی فرهنگی فقط به معنای حفظ بناها و یادبودهای قدیمی نیست بلکه با گسترش روح آن­ها در کالبد بافت­های جدید همراه است.

جامع­نگری و تلفیق ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی

تدوین از نگارنده

3- مفهوم خلاقیت راهبردی نوین در توسعه بافت­های فرسوده: 

از جدول 1-1 مقایسه اینگونه می­توان استنباط کرد که سیر تفکرات مرمتی به سمت تلفیق نگاه­های تک سویه و بخشی در راستای جامع­نگری پیش می رود. نکته دیگر اینکه در سال­های اخیر نگرش­های نوینی در پی رعایت اصول و نظریه های جدید برنامه ریزی و در راس آن توسعه درون­زا و توسعه پایدار با اهداف: تصمیم­سازی هم پیوند در کلیه سطوح و مقیاس­های توسعه کالبدی (کالبدی)، جلب مردم به شهرها و به ویژه مراکز شهرها که ترکیب اجتماعی متنوعی را در خود جای دهند (اجتماعی)، جذب نیروهای بازار به فرصت­های توسعه شهری و تزریق سرمایه به مراکز آن­ها(اقتصادی) شکل­یافته­اند(مهدوی،1380، 12).

 امروزه یکی از تکنیک­های دستیابی به این اهداف، تاکید بر فعالیت­هاییست که با تلفیق ابعاد مختلف اقتصاد و فرهنگ در گونه ای از نظم منطقی انسانی تحت عنوان «خلاقیت[4]» شکل می­گیرند. این موضوع اولین بار توسط ریچارد فلوریدا درسال 2002 مطرح شد. درسال 2007 نیز آقای آلن اسکات با استفاده از ادبیاتی که ریچارد فلوریدا مطرح کرده بود در مورد چگونگی سوق مزیت­های رقابتی و ظرفیت­های موجود در شهرها به سمت خلاقیت بیشتر و سیاست­گزاری­های منطقه ای فعالیت­هایی را انجام داد، زمینه­های رویکرد خلاق ادبیات، سینما، موسیقی، مهارت و هنر فولک، طراحی، هنرهای رسانه­ای و تغذیه است. صنعت شهرها و مناطق خلاق شامل صنایع فرهنگی، چندرسانه­ای و خدمات برتر و در مقیاس حوزه­های محلی بیشتر در صنایع دستی و  بومی خلاصه می­شود (Florida, 1996, P.5)­­(Musturd, 2001, p.9).

بدون شک بافت­های تاریخی منابع سرشار میراث و محلی مناسب برای بکارگیری رویکرد خلاق­اند، با بررسی بیانیه­های جهانی ایکوموس[5] که مربوط به حفاظت از میراث تاریخی و فرهنگی است، می توان زمینه پیاده­سازی رویکرد خلاق را در بافت­های فرسوده یافت. در بیانیه کیوتو[6](1967) بر حفاظت از میراث فرهنگی بعنوان سند افتخار ملی و گفت و گوی تمدن­ها و عدم تفکیک معنا و مفهوم از بنا و اثر تاکید شده­است، این بیانیه برای بازیافت سریع سرمایه و منابع مالی بعد اقتصادی و صنعت گردشگری را مورد توجه قرار می­دهد. بیانیه سنت آنتونیو[7](1996) بر مطالب اجلاس کیتو تاکید و ضرورت توسعه پایدار فرهنگی و توجه به گردشگری فرهنگی را در راستای کاهش اثرهای منفی اقتصاد گردشگری مطرح می­کند، در این بیانیه اصالت و اقتصاد گردشگری، بعد دیگری از نگرش به مجموعه­های تاریخی است. نکته قابل تامل اینجاست که با گذشت زمان در راستای تقویت مفاد معاهده­ها جامع نگری افزایش می­یابد و ظهور ایده تلفیق فرهنگ و اقتصاد در بستر توسعه پایدار (که بیشتر از طریق گردشگری اجتماع محور(فرهنگی) عنوان می­شود) را می­توان صراحتاً در مفاد این بیانیه­ها ملاحظه کرد به طوری که بیانیه مکزیکوسیتی[8](1999) معروف به بیانیه بین المللی گردشگری بر مفهوم جامع و جهانی میراث و تعامل آن با گردشگری تاکید دارد و آن را وسیله ای برای تبادل فرهنگی تلقی می­کند. طبق این بیانیه فعالیت­های گردشگری و حفاظتی در بافت­ها و مجموعه­های تاریخی باید با احترام به علایق، سنن و خواست­های مردم محلی و منطقه ای در جهت ارتقای سطح زندگی آنان همراه شود. این بیانیه بر لازم و ملزوم بودن مرمت و حفاظت بافت­های کهن و تاریخی و صنعت گردشگری تاکید و مهمترین وسیله تبادل فرهنگی را گردشگری بومی و بین المللی دانسته، همچنین حفاظت و توسعه پایدار را عامل ارتباط مکان­های میراثی و گردشگری پویا می­داند(حبیبی، 1382، 113-87).



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر