تبلیغات
شار ایران فردا - باز تعریف نظام شهرسازی در الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

باز تعریف نظام شهرسازی در الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت

نوشته شده توسط:محسن رفیعیان
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391-01:55 ب.ظ

طرح مساله

بازتولید حیات طیبه‏ى اسلامى بعنوان الگوئى براى دنیاى اسلام به گفته مقام معظم رهبری از جمله اهداف اصلی الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت است. و ایشان استخراج نسخه‏ درست پیشرفت را نیازمند بحث نظرى منطبق با واقعیت و توجه به محیط می­دانند(مقام معظم رهبری، 1385). حیات هر جامعه­ای در بستر محیط جریان دارد و تصور هر رابطه، جریان یا فعالیت بدون متصور بودن محیطی که آنرا احاطه نموده غیر ممکن است. نظریات الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت در بستری که از آن به محیط تعبیر می­شود جریان می­یابد. محیط همچون ظرفی همه چیز را در گرفته و به دو دسته کلی طبیعی و انسان ساخت تقسیم می­شود. محیط انسان ساخت محل ظهور و بروز فعالیت­های انسانی بوده و از این رو حیات طیبه اسلامی بعنوان هدف عالی در تبیین الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت نیازمند بستری برای اجراست. ضرورت پرداختن به محیط از آنجاست که اگر نحوه انتظام محیط(طبیعی و انسان ساخت) بدرستی اندیشیده نشود ایده­ها، انگاره­ها، برنامه­ها، فعالیت­ها، طرح­ها و پروژه­ها با موانع بسیاری مواجه شده و تعریف الگو بدرستی صورت نخواهد پذیرفت. موضوع پژوهش حاضر تبیین چگونگی نگاه به محیط انسان ساخت و انتظام آن از منظر الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت است. انتظام محیط انسان ساخت یا به تعبیری نظام شهرسازی- به معنای عام از سکونتگاه­های چند خانواری تا کلانشهرها- بستر فیزیکی اجرای الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت را فراهم می­آورد و اگر این نظام بدرستی شکل نگیرد موانع محیطی بسیاری در تحقق الگو و باز تولید حیات طیبه اسلامی پدید می­آید و ممکن است اجرای آنرا با مشکل جدی مواجه کند. سوال عمده پژوهش حاضر چگونگی بازتعریف نظام شهرسازی(انتظام محیط انسان ساخت) بر اساس هدف اصلی[1] الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، بیان شده توسط مقام معظم رهبری است.

هدف تحقیق

تحقق پایدار الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت در گرو فراهم نمودن شرایط و زمینه­ها، تداوم فرایندهای آن و بسترسازی صحیح می­باشد. مسلما یکی از بسترها و زمینه­های تحقق این الگوی محیط به معنای عام آن است. یکی از مهم­ترین نقش­های محیط، مانع بودن یا تسهیل کننده بودن آن است. چه بسیار تدابیری که با موانع محیطی روبرو می­شوند و محکوم به شکست می­گردند. شهرسازی به انتظام محیط­های انسان ساخت در تعامل با محیط طبیعی می­پردازد. پرداختن به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت بدون بحث پیرامون این نظام ابتر خواهد بود. در پاسخ به این ضرورت هدف کلی پژوهش حاضر تبیین چگونگی دستیابی به نظام شهرسازی مطلوب، متناسب با الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت است.که ذیل آن اهداف جزیی عبارتند از:

-         شرح نظریات اثباتی مرتبط با موضوع(نظریه تفسیر انسان به انسان)

-         بررسی سیر اندیشه­های شهرسازی مرتبط با موضوع پژوهش

-         تبیین مفهوم و ترسیم فرآیند دستیابی به نظام شهرسازی متناسب با الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت

فرایند و روش تحقیق

با توجه به موضوع پژوهش حاضر که تبیین چگونگی نگاه به محیط انسان ساخت و انتظام آن از منظر الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت است. روش و فرایند پژوهش باید به گونه­ای تعریف شود که ابتدا هدف انسان از زندگی بر کره خاکی بدرستی درک شود و سپس رابطه محیط و انسان در دستیابی او به هدفش مشخص گردد. در گام بعدی می­توان چگونگی بازتعریف نظام شهرسازی(انتظام محیط انسان ساخت) در دستیابی انسان به هدف اصلی او در زندگی که همان هدف اصلی الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت بیان شده در کلام مقام معظم رهبری است، را ارائه کرد. این فرایند در حقیقت نتیجه روش شناسی از منظر ضرورت توصیف جهان و فهم روابط و موقعیت­هاست. هرچه واقعیت محیط بهتر درک شود نظریه اثباتی[2] متقنی شکل می­گیرد. نظریات اثباتی سنگ بنای تولید نظریات هنجاری[3]اند. نظریه هنجاری مرتبط با این پژوهش نظام شهرسازی براساس الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت است.

از آنجا که ارائه نظریه در حوزه شهرسازی مستلزم آگاهی از ادبیات طیف وسیع علوم و رویه­های رشته­های معماری، شهرسازی، جغرافیا، اقتصاد، علوم­اجتماعی، روانشناسی و... است. همچنین هدف پژوهش حاضر که ارائه طرح کلی برای دستیابی به نظریه هنجاری در نظام شهرسازی است. این تحقیق در حوزه مبانی نظری، یك «تحقیق اسنادی» با استفاده از مطالعه اسناد و منابع و بررسی نظریات اثباتی اسلامی -بعنوان مبنایی برای تعریف نظریه هنجاری شهرسازی- است.

مروری برمفاهیم

تعاریف متعددی از اجزای الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت می­توان ارائه داد، اصلی­ترین تعاریف را از بیانات شاخص­ترین نظریه­پرداز این حوزه - مقام معظم رهبری- در بیانات ایشان الگو یك وسیله و معیار و میزانی است برای تطبیق كاری كه انسان می‏خواهد انجام دهد(مقام معظم رهبری، 1381) و مفهوم الگوی پیشرفت برخوردارى مادى و معنوى. یعنى زدودن فقر و استقرار عدالت، تقوا، اخلاق، معنویت و پرهیزگارى معنا یافته­است(مقام معظم رهبری، 7/7/1387). در کل مراد از الگوى ایرانى - اسلامى، یعنى یك نقشه‌ى جامع(مقام معظم رهبری، 1389). در نظام واژگانى ایشان پیشرفت معناى خاص خودش را دارد كه با توسعه در نظام واژگانى غرب متفاوت است و لزوماً توسعه‏ى غربى - با همان مختصات و با همان شاخص­ها - نیست. پیشرفت براى همه‏ كشورها و همه‏ جوامع عالم، یك الگوى واحد ندارد. یك مدل واحدى براى پیشرفت وجود ندارد که از آن تبعیت شود. پیشرفت در كشور ایران - با شرائط تاریخى، جغرافیائى، اوضاع سرزمینى، وضع ملت، آداب، فرهنگ و با میراث- الگوى ویژه‏ى خود را دارد؛ که هدف جستجوی این الگو است. ایشان هنر اندیشمندان ایرانی را دستیابی به مدل بومی پیشرفت متناسب با شرائط پیش گفته برمی­شمرند(مقام معظم رهبری، 27/2/1388).

در خصوص ایرانى بودن الگو، علاوه بر اینکه شرائط تاریخى، جغرافیائى، فرهنگى، اقلیمى، جغرافیاى سیاسى در تشكیل این الگو تأثیر می­گذارد، این نكته هم مطرح است كه طراحان آن، متفكران ایرانى هستند؛ روش کسب الگو از دیگران نیست. ایشان به قالب درآوردن و بررسی آنچه كه متفکران ایرانی لازم و مصلحت كشور میدانند و می­توانند آینده‌ را با آن تصویر و ترسیم کنند را روش می­دانند. و در اینصورت است که این الگو ایرانى است. از طرف دیگر بدلیل اینکه غایات، اهداف، ارزش­ها و شیوه‌هاى كار، همه از اسلام مایه خواهد گرفت؛ و تكیه‌ به مفاهیم اسلامى و معارف اسلامى است الگو را اسلامى می­دانند. منابع اسلامی مورد نظر نیز شامل قرآن، سنت و مفاهیم بسیار غنى و ممتازى كه در فلسفه‌، كلام، فقه و در حقوق اسلامی وجود دارد می­شود(مقام معظم رهبری، 1389).

هدف الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت

هدف متعالی تمامی برنامه­ها و تدابیر و الگوها رساندن جوامع و در راس آن انسان به سعادت است. الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت بعنوان الگویی برگرفته از تجارب تاریخی ملی و راه و روش جامع دینی نیز درصدد بازتولید حیات طیبه‏ى اسلامى است. بازتولید حیات طیبه‏ اسلامى در كشور ایران میتواند الگوئى براى دنیاى اسلام شود. مقام معظم رهبری مهمترین مشكل دنیائى كه امروز رنگین‌ترینش در غرب متجلى است را جدائى از خدا و عدم اعتقاد به خدا و التزام به اعتقاد به خدا می­دانند. ایشان اولین مسئله‌اى كه در باب محتواى اسلامى الگو باید در نظر گرفته شود را مسئله‌ى مبدأ و توحید برشمرده و معتقدند اگر مسئله‌ مبدأ حل شد، بسیارى از مسائل حل خواهد شد[4]. تدوین الگوی پیشرفت رشد و تعالى انسان و انتفاع انسانیت نه طبقه‏اى از انسان، حتى نه انسان ایرانى را بدنبال خواهد داشت. پیشرفت مد نظر الگو پیشرفتى بر اساس اسلام و با تفكر اسلامى است که فقط براى انسان ایرانى سودمند نیست، چه برسد براى طبقه‏اى خاص، بلکه این پیشرفت، براى كل بشریت و براى انسانیت است(مقام معظم رهبری، 1386). این در حالی است که خداوند در قران کریم[5] رشد و تعالی انسان را در حرکت در مسیر عبودیت ترسیم می­کند. از طرفی آیت­ا... جوادی آملی در نظریه تفسیر انسان به انسان خود، وجه تمایز انسان و سایر مخلوقات را در متالهه بودن او می­دانند و انسان را حی متالهه می­نامند. نتیجه اینکه غایت خلقت انسان حیات متالهه است در صورتی که حیات اسلامی در جامعه بوجود آید. انسان­ها به حقیقت وجودی خود دست یافته و روبه تعالی و پیشرفت گام برمی­دارند.

الگوی ایرانی اسلامی از منظر شهرسازی

            بازتولید حیات طیبه‏ى اسلامى و شکل­گیری انسان حی متالهه هدف غایی الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت است. وجه تمایز انسان و سایر مخلوقات در حی متالهه اوست. حی متالهه در حیات اسلامی تبلور می­یابد. بستر فیزیکی اجرای الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت محیط انسان ساخت است. نظام شهرسازی بعنوان دانشی که به انتظام محیط انسان ساخت در تعامل با محیط طبیعی توجه دارد. باید بتواند مناسبترین بستر شکل­گیری و تحقق این الگو را ترسیم و ارائه نماید. اگر این نظام بدرستی شکل نگیرد موانع محیطی بسیاری در تحقق الگو و باز تولید حیات طیبه اسلامی پدید می­آید و ممکن است اجرای آنرا با مشکل جدی مواجه کند.

 ارائه نظریه در خصوص نحوه انتظام و استقرار محیط­های انسان ساخت در بستر زمین در ادبیات رشته­های معماری، شهرسازی، جغرافیا، اقتصاد، علوم اجتماعی، روانشناسی مورد بحث قرار گرفته است یکی از مهمترین خاستگاه­های این نظریات جایی است که نمود کالبدی و فیزیکی آن­ها مطرح می­شود. شهرسازی یکی از رشته­هایی است که بدلیل مرتبط بودن با نحوه استقرار و انتظام محیط­های انسان ساخت بستری برای تبادل نظر پیرامون این موضوع بوده است.

در تعریف شهرسازی تعابیر و تعاریف فراوانی وجود دارد. برخی شهرسازی را علم و هنر اسکان بشر دانسته­اند(حکمت­نیا و قنبری هفت چشمه، 1385) فرهنگ لاروس آنرا علم و نظریه اسکان بشر تعریف می­کند(پاپلی یزدی و سناجردی، 1382). اما در عوض به مدد توسعه مسایل شهری علوم زیر مجموعه­ شهرسازی نظام یافته­تر ظاهر شده­اند و از آن­ها می­توان به برنامه­ریزی شهری، طراحی شهری، برنامه­ریزی محیطی و برنامه­ریزی منطقه­ای نام برد[6]. در ظول چند دهه اخیر دانش شهرسازی از چارچوب اولیه خود، یعنی علوم مهندسی و ساختمانی دور شده و به حوزه علوم اجتماعی و انسانی نزدیک شده­است. امروز دانش شهرسازی بعنوان یک علم یا فن محسوب نمی­شود، بلکه بعنوان یک دانش میان رشته­ای تلقی می­گردد. دانشی میان رشته­ای که نقش هاهنگ کننده و برنامه­ریز امور شهرها و سکونتگاه­ها را بر عهده دارد. در کل می­توان از شهرسازی به دانش انتظام محیط­های انسان ساخت بر بستر کره خاکی نام برد. هدف از این دانش خلق فضاهایی است که نیازهای انسان در آن جامه عمل پوشانده شود. صاحبنظران حوزه شهرسازی که طیف وسیعی را از معماران، اقتصاددانان، متخصصان علوم اجتماعی، علوم رفتاری و... را شامل می­شود نظریات خود در این حوزه را معمولا بر بستر نظریات با دسته­بندی­های فلسفی گوناگون بنا می­کنند. در یک نگاه کلی آنان بدنبال این هستند که قوانین حاکم بر نظام خلقت، شامل رابطه میان انسان­ها، رابطه انسان با خود و رابطه انسان با محیط را استخراج و از طریق تدبیر اندیشی پیرامون آن به بیان نظریات پیرامون استقرار انسان در فضاهای دست ساخته خودش بپردازند. ارائه نظریات شهرسازی در قرون اخیر بدلیل جوامع شهری و بروز انقلاب­های فکری، اعتقادی، اجتماعی و اقتصادی و صنعتی مورد توجه قرار گرفته است و نظر به اینکه ریشه تفکرات نظریه­پردازان از آبشخور فلسفی غرب تغذیه می­شده است نگاه به انسان، نگاهی خاص و در نتیجه نظام محیط­های انسان ساخت نیز بر مبنای برآورده ساختن همان نوع نگاه به نیازها و هدف انسان تعریف شده­است. در ادامه به بررسی تعدادی از این نظریات و آسیب شناسی آن خواهیم پرداخت.



[1] - هدف از تدوین الگوی پیشرفت پیشرفت كشور و تحولى كه به پیشرفت منتهى میشود، باید طورى برنامه‏ریزى و ترتیب داده شود كه انسان بتواند در آن به رشد و تعالى برسد؛ انسان در آن تحقیر نشود. هدف، انتفاع انسانیت است، نه طبقه‏اى از انسان، حتّى نه انسانِ ایرانى. پیشرفتى كه ما میخواهیم بر اساس اسلام و با تفكر اسلامى معنا كنیم، فقط براى انسان ایرانى سودمند نیست، چه برسد بگوئیم براى طبقه‏اى خاص. این پیشرفت، براى كل بشریت و براى انسانیت است(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسى مشهد ۱۳۸۶/۰۲/۲۵)

[2] - نظریه اثباتی شامل نظریه­های محتوایی و رویه­ای است. نظریات محتوایی به ماهیت پدیده­ها می­پردازد. ارتباط آن با محیط در دو سطح کلی و جزیی است. موضوع نظریه محتوایی، کیفیت محیط و چگونگی عملکرد آن و قابلیت­های آن برای تامین فعالیت­ها و نیازهای انسانی است. این نظریات به کلیت محیط از مقیاس کیلومترها تا نیلی­مترها و از شهر تا سطوح و بافت نمای ساختمان­ها می­پردازد و نظریه رویه­ای با ماهیت رویه عملی در انتظام محیط سروکار دارد(لنگ، 1390)

[3] - نظریه هنجاری شامل نظریات رویه­ای و محتوایی است. برخلاف نظریه اثباتی نظریه هنجاری با موضع­گیری راجع به چیستی و چگونگی محیط مصنوع مطلوب و بهترین فرایند انتظام آن سروکار دارد(لنگ، 1390).

[4] - ایشان آیات «یسبّح له ما فى السّماوات و ما فى الأرض»، «و للَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه علیما حكیما» «هو اللَّه الّذى لا اله الّا هو الملك القدّوس السّلام المؤمن المهیمن العزیز الجبّار المتكبّر سبحان اللَّه عمّا یشركون» را در تبیین بهتر محتوای الگو بیان می­دارند.

[5] - «و ما خلقت الجن و النس الا لیعبدون»

[6] - از اوایل دهه 1370 بحث­های کارشناسی بسیاری در خصوص صحت و سقم مفهوم برنامه­ریزی شهری صورت گرفت و سرانجام گروهی به این نتیجه رسیدند که چون برای شهرها طرح و نه برنامه تهیه می­شود بهتر است به جای برنامه­ریزی شهری طرح­ریزی شهری بکار رود. که البته با توجه به اینکه برنامه­ریزی مجموعه­ای از فرایندهای کمی و کیفی یا فضایی در افق­های زمانی تعریف شده است که شکل اجرایی آن از طریق طرح­ریزی تعریف می­شود و طرح­ریزی بدون داشتن برنامه­ای هدفمند ممکن نیست و برنامه­ریزی بدون شکل اجرایی آن، یعنی طرح­ریزی مفهوم فضایی و کالبدی به خود نمی­گیرد، باید گفت که این دو مفهوم جدای از یکدیگر نبوده و باید نه بصورت مترادف بلکه مکمل یکدیگر بکار روند(رهنمایی و شاه حسینی، 1390).



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر