تبلیغات
شار ایران فردا - فهم و اهمیت پارادایم


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

فهم و اهمیت پارادایم

نوشته شده توسط:محسن رفیعیان
شنبه 29 تیر 1392-09:49 ب.ظ

آگامبن در سخنرانی خود تحت عنوان پارادایم چیست؟ در بخش تحلیل
ریشه­یابی پارادایم مدعی است که واژه پارادایم از واژه لاتین
Paradigma برخاسته و در فرهنگ
یونانی عنوان
Paradegima به خود گرفته است و سپس
بعنوان
Example یا در شکل اولیه­اش
Paradeikunai به انگلیسی برگردانیده
شده است. پیشوند
Para به معنای alongside(در امتداد) و
Deikunai به معنای to show(نشان دادن) است.
بنابراین اگر در کنار هم قرار گیرند بعنوان
alongside shown (در امتداد نشان دادن) یا What shows itself beside (چیزی که کنار خود را
نشان می­دهد) تلقی می­شود(گوترکوک،2001:2).


این واژه در ابتدا در مورد قواعدد حاکم بر زبان(گرامر) بکاربرده
می­شد. فرهنگ وبستر تنها استفاده فنی آن­را در بستر گرامر یا در فن اقناع
زبانی بعنوان اصطلاحی برای یک مثل یا داستان کوتاه توضیح دهنده تعریف می­کند.
همچنین در زبان شناختی، فردیناند دی سوسور از پارادایم برای اشاره به طبقه­ای
از عناصر که دارای شباهت­هایی هستند استفاده کرده است. توماس کوهن بعنوان یک
فیلسوف علم پارادایم را «مجموعه­ای از شیوه­هایی تعریف می­کند که یک
رشته علمی در طی یک دوره زمانی خاص در پیش می­گیرد» در میان تمامی این تعاریف
شاید بتوان پارادایم را «بعنوان چارچوبی از پیش فرض­های بنیادی توصیف
می­شود که ادراک افراد براساس آنها ارزیابی می­شود و دارای نوعی
هستی­شناسی، شناخت­شناسی و روش­شناسی است». «صحبت از پارادایم راهی است
برای افزایش قدرت فهم انسان زیرا با بحث در مورد پارادایم مشخص می شود که ماخذ
موروثی و مسلم فرض شده اندیشه و عمل انسان ها که زیر بنای هر نوع فرهنگ یا خرده
فرهنگ انسان هاست، چیست؟»  بر این
اساس وقتی از پارادایم پژوهشی، موضوعی، فکری و کاری صحبت میکنیم در پی یافتن ریشه
های کنش انسان­ها و خاستگاه پژوهشی، موضوعی، فکری و کاری آن ها هستیم، که بطور
عادی از دید روزمره ما پنهان­اند.بنابراین درک پارادایم­ها(پژوهشی، موضوعی،
فکری، کاری و ...) منجر به نوعی آگاهی می­شود که به مراتب نسبت به فهم سطحی ما
از پژوهش موضوع عمل و کار بسیار عمیق­تر، جامع­تر، قدرتمندتر، و در نتیجه
پایاتر است(دانایی­فر، 1390).


باید توجه داشت که اگر چه پارادایم تعاریف بسیاری صورت گرفته و کاکردهای
آن بیشتر در تحلیل مباحث فلسفه علم معنا یافته است، مانند «کاپرا در کتاب وب
زندگی»، که پارادایم را مجموعه­ای از مفاهیم، ارزش­ها برداشت­ها و
شیوه­های عمل مشترک یک جامعه علمی که نگاه خاصی نسبت به واقعیت شکل می­دهد
و مبنای سازماندهی آن جامعه قرار می­گیرد. اما هدف از ورود به مباحث از نظرگاه
پارادایم این است که نشان دهیم به قول بارکر «مرزهای بحث کجاست؟» و «چگونه در آن
مرزها عمل کنیم تا موفق شویم؟». بیشتر صاحبنظران معطوف به نظرات کوهن پارادایم را
دارای سه رکن 1- هستی شناسی 2- شناخت شناسی 3- روش­شناسی می­دانند.
بنابراین در تغییر پارادایم­، فرض­های هستی شناسانه، شناخت­شناسانه و
روش­شناسانه دچار تغییر می­شوند.هستی شناسی اشاره به این دارد که از نگاه
پژوهشگر واقعیت یک پدیده یا معنای واقعی که یک پدیده می­پذیرد چیست؟ شناخت آن
واقعیت اشاره به شناخت شناسی دارد، یعنی فرایندی که انسان­ها برای شناخت واقعیت
مورد استفاده قرار می­دهند و روش­شناسی به ابزار مورد استفاده برای شناخت
اشاره دارد. پس پارادایم بنیان­های ذهنی عقبه هر سطح را آشکار می­کند(کتاب
پارادایم­ها ساز و کار کشف آینده1992، بارکر به نقل از دانایی­فر،
1390).


مهم است که مباحث انسان طبیعت شهرسازی از کدام دریچه نگاه می­شوند و
چگونه با همدیگر معنا و ربط می­یابند.
البته شاید بهتر بود از واژه گفتمان به قول فوکو بجای پارادایم به نقل از
کوهن استفاده میشد ولی نظر به کارکرد مورد نظر نویسنده بازی با الفاظ را صحیح
ندانسته و مختصرا بدنبال توجه خواننده در ورود به مباحث از نظرگاه گفتمان یا
پاردایم الهی و لزوم توجه به آن است. اجزا این پاردایم را در یک نگاه کلی ملهم از
نظرات کوهن و سایرین به گفته نیومن (2000:65) می­توان اینگونه پنداشت. پارادایم
به نوعی سیستم کلی اندیشیدن و تفکر اشاره دارد؛ سیستمی که فرد در قالب آن به
پیرامون خود نگاه می­کند(هستی شناسی)، با آن رابطه برقرار میکند(شناخت شناسی)،
با ابزار خاصی به سنجش آن می­پردازد(روش­شناسی)، به نحوی خاص به
انسان­های پیرامون خود نگاه می­کند(انسان­شناسی)، از زبان خاصی برای
پژوهش پیرامون خود استفاده می­کند(زبان پژوهش) و ارزش­های خود را در مشاهده
دخالت می­دهد یا نمی­دهد(ارزش­شناسی).


فصل حاضر تمرکز خود را عمده بر روش­شناسی بنا نهاده و البته بنا به
ضرورت مختصری پیرامون هستی شناسی و شناخت­شناسی مطالبی بیان می­کند. مباحث
انسان­شناسی در فصل دوم مطرح می­شود، و مطالب زبان پژوهش و ارزش شناسی در
تمامی فصول روح مطالب است.

لاکاتوش در تکمیل کار کوهن معتقد است که محققان، آن قدر آزاد و مختار نیستند که کاملاً دلخواه عمل کنند.
آن­ها
دارای یک برنامه راهبردی تحقیقاتی هستند که مشخص می­کند. کاوش­های کنونی و آینده آنها، چگونه باید باشد. این برنامه پژوهشی، سلسله­ای از راهبردهای ایجابی و راهبردهای سلبی دارد (گلاس و جانسون، 1373،
ص
193).
راهبرد
سلبی این برنامه شامل استخوان­بندی آن است که نباید به هیچ وجه جرح و تعدیل و یا ابطال شود. مفروضات اساسی در هسته مرکزی برنامه قرار دارد. این هسته مرکزی یا مقاوم را کمربند محافظ از ابطال مصون نگه می دارد. کمربندی که شامل مجموع های از فرضیه های کمکی است.
راهبرد
ایجابی برنامه، شامل نظریه­های جدیدی است که به استخوان بندی برنامه اضافه می­شود و از پیش­بینی­های بدیعی برخوردار است که امکان توسعه و پیشرفت علم را فراهم می آورد،

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

یا زهرا مددی...
شنبه 29 تیر 1392 09:55 ب.ظ
حضرت زهرا سلام الله علیها:

من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛
کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
بحار الانوار، ج 70، ص 249

التماس دعای فرج
یا مهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر