تبلیغات
شار ایران فردا - «زندان شهری کوچک، آموزنده برای شهرسازان»


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

نظرسنجی:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

«زندان شهری کوچک، آموزنده برای شهرسازان»

نوشته شده توسط:محسن رفیعیان
سه شنبه 21 آبان 1392-08:04 ق.ظ

«زندان شهری کوچک،
آموزنده برای شهرسازان»


بالاخره پس از پیگیری‌های فراوان بازدید دانشجویان درس تحلیل مسائل
شهری از زندان مرکزی یزد مجوزهای لازم را گرفت. سوال‌های فراوانی برای دانشجویان
پیش‌آمده بود: چرا باید به زندان برویم؟ زندان چه مطلب آموزنده‌ای برای یک دانشجوی
شهرسازی دارد؟
آیا
دانشجویان دختر هم می‌توانند به بازدید بیایند؟ آیا زندان زنان را نیز بازدید
خواهیم کرد؟ و سؤالاتی از این قبیل....


راستش را بخواهید خودم هم دقیقا پاسخ برخی از این سوالات را
نمی‌دانستم. و فقط این را می‌دانستم که این بازدید آورده زیادی برای من و بچه‌ها
خواهد داشت. خودم هم سوالات دیگری داشتم: اگر می‌گوییم زندان برای اصلاح مجرم است.
و اگر بیان می­شود. زندان شهری کوچک است. این شهر به مثابه یک ظرف چه‌طوری به
مجرمت یعنی مظروف خود شکل می‌دهد؟ چطورست که مجرم در زندان جرمی را که در بیرون
مرتکب شده‌ دیگر تکرار نمی‌کند. ظرف زندان چگونه است که رفتار مظروف را نظم می‌دهد؟
و او را در اکثر موارد به صورت پایدار اصلاح می‌کند. و در حالتی دیگر اگر برخی
مجرمان اصلاح نمی‌شوند. آیا مشکل از کارکردهای برنامه ریزی شده در زندان
است؟


در فرض اول یعنی حالتی که زندان به گونه‌ای موثر رفتار مجرمان را نظم
می‌دهد و باعث تغییر رفتار پایدار در آن‌ها می‌شود. درسی آموزنده در شهرسازی است
توضیح اینکه اگر زندان بعنوان شهری کوچک توانسته خلاف‌کارترین افراد جامعه را با
کارکردهایی که دارد به بهترین نحو متحول کند و زمینه بروز رفتارهای ناهنجار را کاهش
دهد. آیا شهرسازی نیز می‌تواند از آن الگو گرفته و کارکردهای شهری را به نحوی شکل
دهند که بروز برخی رفتارها کمتر شود و حتی کسانی که تمایل به بروز رفتارهای ناهنجار
دارند نتواند آن را در شهر بروز دهند.


توضیح: رویکردهایی همچون پیشگیری از جرم از طریق طراحی نیز به این
موارد پرداخته اند(
CPTED). ولی آنچه مد نظر است متفاوت تر از و از طراحی فراتر
می­رود.


صبح یکشنبه نوزدهم آبان 1392 ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه، ورودی زندان
مرکزی یزد. من به همراه 17 نفر از دانشجویان شهرسازی ورودی 89 
دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، پس طی مراحل حفاظت وارد زندان شدیم. یک
گروه 13 نفر از دانشجویان خانم برای بازدید بند نسوان و من و گروه دانشجویان پسر
راهی بازدید از بند مردان -در زندان به بند اندرز گاه هم می‌گویند- شدیم.


بازدید ما با بازدید از مجتمع آموزشی زندان که مجموعه کاملی از
کلاس‌های نهضت سوادآموزی تا دبیرستان و سپس مقطع کاردانی دانشگاه را داشت شروع شد و
پس از آن به سالن ملاقات خانوادگی رفتیم. بیشتر شبیه یک سفره خانه سنتی بود صندلی و
میزهایی گرد شبیه مبلمان پارک، و چهار پنج میز کودک در وسط سالن، مسول مربوطه
می‌گفت میزهای گرد برای ملاقات خانواده‌ها در نظر گرفته شده‌اند و میزان کودک برای
اینست که در زمان ملاقات، کودکان مزاحم خانواده‌ها نباشد. البته برنامه‌های فرهنگی
همچون برگزاری مسابقه نقاشی و اهدای جایزه نیز در نظر گرفته شده
بود.


از طریق راهرو انتهای این سالن وارد ساختمان اصلی نگهداری زندانی‌ها
که متشکل از قسمت های ذیل بود شدیم.


درمانگاه زندان،


 گلخانه،


 اندرز گاه هجرت ویژه
اتباع بیگانه،


 اندرز گاه‌های دو و
چهار پنج


مدرسه قرآنی و بند قرآنی،


 صدا و سیمای
زندان،


 بوفه،


 کتابخانه


 کابین
ملاقات


 هر کدام از قسمت‌ها
توزیع خاص خود را دارد درمانگاه دو وظیفه اصلی داشت یک غربالگری زندانیان در بدو
ورود. معروف به کلینیک مثلثی که موارد هم چون ایدز، اعتیاد و بیماری‌های جنسی را
غربال می کرد. و وظیفه دیگر بستری و درمان زندانیان.


  قسمت
بعدی یک گلخانه خیلی بزرگ بود درخت موز، کاج های مطبق، حسن یوسف، و انواع دیگر از
گیاهان زینتی که من اسامی آنها را نمی دانستم آنجا بود. بخشی از آن به پرندگان
زینتی و قسمت آخر یک کلاس آموزشی و بعد از آن اتاق پرورش قارچ قرار داشت. مسئول
مربوطه می‌گفت قارچی که تولید می‌شود به فروش می‌رسد و عواید آن از آن همان
زندانیانی است که قارچ را پرورش داده­اند. عجیب‌ترین چیزی که آنجا بود، گربه‌ای
به نام مرمر بود که جثه‌ای بسیار بزرگ داشت. زندانی مسئول گلخانه گفت این گربه
شناسنامه هم دارد و متعلق به شخص خاصی نیست در حقیقت متعلق به همه زندانیان
است.


 راهروی اصلی را ادامه
دادیم از جلوی بوفه زندان رد شدیم. بوفه زندان به پیمانکار خصوصی واگذار شده اما
چند نفر از نیروهای آن از زندانیان است. انواع غذاهای رستورانی و فست فودی را سرو
می‌کند. قیمتش هم زیاد بالا نبود پیتزا  6
٬500 تومان، همبرگر 2٬600و بختیاری 11٬000تومان. پیمانکار با افتخار گفت رییس زندان هم غذا به ما سفارش
میدهد.


از بوفه جلوتر رفتیم نوشته بودصداوسیمای زندان!!!... با کمال تعجب یک
بار دیگر، تابلو را خواندم، بله درست است صداوسیما. یکی از ماموران با مسئول روابط
عمومی شوخی کرد. گفت اینجا صداوسیما است. و ایشان هم آقای ضرغامی!!!... وارد شدیم.
نوشته بود استودیوی صدا، استودیو تصویر، نودال، مدیریت و... 
مسئول روابط عمومی توضیح داد که 19 زندان کشور مرکز صدا و سیما دارد که هر
روز برنامه‌های متنوعی برای زندانیان تولید می‌کنند.علاوه بر این شبکةهای دیگر
مانند آی فیلم نیز از طریق تلویزیون‌های زندان قابل دریافت است. صداوسیمای زندان
یزد یکی از مطرح‌ترین صداوسیما های زندان‌های کشور است.


واقعا خیلی جذاب بود این که می‌گفتند زندان یک شهر کوچک است برایم
مسجل شد. کلیه فعالیت‌ها را اعم از خدماتی بهداشتی، فرهنگی و غیره می‌شد دید.


از صدا سیما که خارج شدیم نوشته بود  اندرز گاه هجرت ویژه اتباع بیگانه آمار
122نفر. مسئول مربوطه گفت هجرت نام‌گذاری کردیم که یعنی این‌ها باید بروند. جلوتر
انتهای راهرو، بند چهار و شش بود که اصلا به آن نزدیک نشدیم و می‌گفتند این ها
خطرناک‌تر از بقیه هستند.


جلوتر رفتیم کفش‌هایمان را همان جا گذشتیم و وارد شدیم سمت راست انگار
وارد یکی از مساجد سنتی یزد شدیم بسیار محیط زیبایی بود. دیوارهای شبیه کاهگلی تاق
ضربی نورپردازی زیبا، کف گلیم میبد. روحانی مسول این قسمت توضیح داد:اینجا مدرسه
قرآنی است. تاکنون شش ورودی داشته است زندانیان پس از هر طی هشت ترم مدرک مربیگری
یا کمک مربی قرآن کریم می‌گیرد. در کنار این مدرسه کلاس‌هایی همچون حفظ قرآن نیز
برگزار می‌شود. این مجموعه کتابخانه دیجیتالی نیز دارد. درست روبه‌روی مدرسه قرآنی
بند زندانیان عضو مدرسه است. طبقه بالا کتابخانة زندان بود. کنار بند قرآنی کابین
ملاقات قرار داشت. کابین هایی مثل فیلم ها !!... روی دیوار نوشته بود انواع ملاقات
کابین 20 دقیقه، حضوری سالن 30 دقیقه، خصوصی  180 دقیقه. مسول مربوطه گفت طبق قانون فقط
کابین را همه می توانند استفاده کنند و بقیه تشویقی است.


مسیری که رفته بودیم را برکشتیم. از کنار درمانگاه وارد حیاط شدیم که
گفتند مجموعه ی فنی حرفه‌ای زندان است. تابلوها را یکی‌یکی خواندم اندرزگاه همت
یعنی بند کسانی که در کلاس های فنی و حرفه­ای، آموزش می‌بینند کلینیک مشاوره،
کلاس معرق فلز، زرگری، خراطی، قلم‌زنی، کارگاه مونتاژ که در قسمت انواع سیفون
مونتاژ می‌شد. زندانی توضیح داد این سیفون متعلق به یکی از برندهای لوازم ساختمانی
است و ما به صورت دانه ای در ازای مزدی کار مونتاژ را انجام می­دهیم. از قسمت
انتها وارد راهرویی شدیم که بقیه کلاس‌ها درآن قرار داشت. کارگاه خیاطی که مشغول
دوختن لباس زیر زندانیان بودند. مسول توضیح داد هر زندانی در بدو ورود یک دست لباس
زیر میگیرد که همین جا دوخته می شود. کارگاه پرورش ماهیان زینتی، پیکرتراشی باچوب،
کارگاه تعمیر تلفن، تراش سنگ‌های تزیینی، کارگاه کامپیوتر و نمایشگاه دایمی آثار
تولیدی، در این قسمت قرار داشت.


 مسیر را برگشتیم به
سمت نقطة شروع بازدید یعنی درمانگاهی که در ابتدای بندها قرار داشت است. از راهروی
زیرزمینی عرض 3 متر، به محوطه یکی دیگر از بندها که در حقیقت یک سوله بود رفتیم،
دور تا دور آن را تخت چیده بودند. مسئول توضیح داد که این‌ها خلاف‌های سبک‌تری
دارند.زندانیان در محوطه باز وسط سوله نشسته بودند. اول فکر کردم که کسی برای آن‌ها
سخنرانی می‌کند جلوتر که رفتم دیدم همگی با هم دارند جومونگ
میبینند!!...


از این بند بیرون آمدیم از طریق یک راهروی زیرزمینی به سمت مجموعه
سالن ورزشی رفتیم -جالب اینکه کل فضاها زیر زمینی به هم متصل بود- انتهای راهرو چند
میز تنیس گذاشته بودند.  از
طریق  ورودی به سالن اسکواش و بعد
از آن با طی مسیر از  راهرویی که به
سالن اصلی وارد شدیم. روی دیوار راهرو عکسهای گروه کوهنوردی کارکنان زندان نصب شده
بود- سعودی زمستانی  به قله آرارات-
. وارد سالن اصلی شدید سمت راست. زورخانه پشت آن تشک کشتی 
وسط محوطه چندمنظوره فوتبال سالنی والیبال و بسکتبال بود. سمت راست یک میز
مخصوص مسابقات مچ اندازی و مجموعه بدنسازی قرار داشت. از طریق درب اصلی مجموعه
ورزشی بار دیگر  وارد حیاط زندان
شدیم.


 آسایشگاه سربازان،
آشپزخانة، نانوایی را بازدید کردیم. از جلوی خشکشویی و رادیولوژی زندان رد شدیم.
رسیدیم به جایی که بازدید از آن شروع شده بود. مسئول فرهنگی زندان را در این مکان
ملاقات کردیم. ما را دعوت کردند جهت پذیرایی به نمازخانه که در طبقه زیرین مدرسه و
دانشگاه یا همان مجتمع آموزشی واقع شده بود، برویم. البته فقط نمازخانه نبود مسئول
گروه‌های هنری توضیح داد این نمازخانه به عنوان آمفی‌تئاتر برای تمرین گروه تئاتر
و موسیقی زندان نیز استفاده می‌شود.


تعدادی صندلی چیده شده بود و پذیرایها روی میز، فیلم عزاداری زندانیان
در ایام محرم را برایمان پخش کردند و توضیح دادند. که هر شب دو ساعت زندانیان در
این محل عزاداری می‌کند به‌صورت هیئت‌هایی از محل بند تا این سالن عزاداری می‌کند.
البته به نوبت؛ هر بند 15 دقیقه فرصت دارد. یکی‌یکی به ترتیب می‌آید و در نهایت کل
زندانیان به صورت جمعی عزاداری می‌کنند. معاون اداری- مالی هم پس از خیر مقدم. در
مورد سایر زندان‌های استان یزد وفعالیتهای آن‌ها توضیح داد جالب‌ترین قسمت از نظر
من سیستم زندان باز بود. که در آن زندانیان با سپردن وثیقه روزها تحت نظر، بیرون از
زندان کار می‌کند و فقط شب‌ها در زندان هستند. یکی از پروژه‌های انجام شده توسط
زندانیان زندان باز، عملیات عمرانی ورودی شهر میبد بوده است. ایشان توضیح دادند
البته درخواستهای جدید نیز داریم مثلاً یکی از کارخانه‌های شهرک صنعتی تقاضای 400
نیروی کار از میان زندانیان دارد. در پایان از بچه‌ها خواستند که نظرات انتقادات و
پیشنهادات خود را بیان کنند که مواردی بیان شد. من هم از طرف مجموعه دانشگاه یزد و
بویژه دانشجویان کلاس از مسئولین زندان تشکر کردم.


بعد از این برنامه با طی مراحل حفاظت از زندان خارج شدیم.واقعاً که
یکی از بهترین بازدیدهای بود که تابه‌حال رفته بودم.
محسن رفیعیان 21/8/92 ساعت 55/7 صبح سه شنبه 8محرم.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر